چت مختصری داشتیم بعد از منتظر گذاشتنشاون مشتاقانه پیام میداددرستون تموم شد؟ امتحان وکالت بدید . میتونید امتحان بدید اما به کسی نگید . من در خدمتم . و کلی صحبت و تعارف .رفتم سر اصل مطلب که عاشورا منتظرتون بودم میخواستم راجب مدضوعی باهاتون صحبت کنم نوشته هام...
خبری نشد ....اعتماد ب نفسمو از دست دادمگفتم که حق داره اگه نخوادنه اون تنها هرکس هرکسی اگه نخواد من خب درسته که باطنا هیچی کم ندارماما ظاهرا خیلی چیزا کم دارم.ذهنم داره خالی میشه از احساس داشتن حس میکنم انقد سنگدلم که دلم دیگه هیچیو نمیخوا نوشته هام...